کاش در بهشت بی خبری بودم


ما که در حاشیه زندگی می کنیم ، دیگه از حاشیه کجا بریم ؟

آزاد شدم

به نام خدای آزادی

دوران هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود



برگرفته از روزنوشت ابطحی


6 روز از بهار و تمام تابستان و 61 روز از پاییز را در زندان گذراندیم. درست 160 روز. چه سخت بود و تلخ. امروز آزاد شدم. از همه کسانی که در این مدت لطف کردند و یادی از من کردند و از همه کسانی که به هر دلیل با من مخالف بودند و بر علیه من حرف زدند و نوشتند و یا از من یاد نکردند ممنونم. از خانواده ی عزیز و مهربانم بیش از همه ممنونم. به خصوص از همسر عزیزم که بار تنهایی و سیاست و خانواده را زینب وار بر دوش کشید. تا فرصتی که بتوانم روزنوشت های دائمم را مثل گذشته شروع کنم، شادی برایتان آرزو دارم؛ و برای آزادی همه دوستانم که هنوز در زندانند دعا می کنم. به خصوص برای رمضان زاده و صفایی فراهانی که امروز با چشم اشک بار از یکدیگر خداحافظی کردیم.

   + سحر - ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸
blogکد بازی تمرکز حواس