اینگونه باش

شیر افریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از کند ترین غزال افریقایی کمی تند تر بدود تا از گرسنگی نمیرد


.
وغزال آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از تند ترین شیر آفریقایی کمی تند تر بدود تا کشته نشود


.

مهم نیست که تو شیر هستی یا غزال

مهم این است که فردا را از امروز تند تر بدوی


/ 9 نظر / 3 بازدید
علی-اسفندار

سلام وبلاگ جالبی داری امروز که مطالبتون رو خوندم جالب بود امیدوارم موفق و سربلند باشی منتظر حضور گرم شما در سایت هستم ====================================== www.ESFANDAR.com ======================================

علی

سلام دوست عزيز مثلي خوبي در وبلاگت درج کردي موفق باشيد منتظر نظرات شما هستيم

مهرداد

سلام خدمت دوست عزیز میخواستم ازت اجازه بگیرم اون شعر دکتر شریعتی (سفره ی خالی) رو تو وبلاگم بزارم البته با ذکر منبع و آدرس وبلاگ شما منتظر جوابتون هستم

محمد موسوی, سبز نوشت

ما نام خود ز صفحه ی دلها سترده ایم در دفتر جهان ورق باد برده ایم دوست خوبه من سلام: وب بنده حقیر در آفتابی ترین ساعت از روز سبز 16 آذر مورد لطف نیروهای اقتدارطلب قرار گرفت, به توصیه دوستان و بنا به وظیفه ملی و اخلاقی قصد راه را ادامه دهم... می خواهم به زندگی کردن راه سبز امید ادامه دهم آدرس جدید سبز نوشت خدمتان تقدیم میگردد http://sabznevesht16.persianblog.ir/ باشد که این دوستی ها و همراهی ها ادامه یابد و روزهای خوب نزدیک شود و ثمره سبز بودن ها نمایان گردد ... بیشتر و بیشتر ... لطفا آدرس جدید را در لینک باکس خود اعمال نمایید و در صورت امکان به دوستان دیگر خود هم اطلاع رسانی کنید. پاینده و سبز و پیروز باشید. تا دوباره ها و دیدارها........

پوریا پارسا

سلام.چند وقتیه که دارم شخصی هامو توی یه وبلاگ منتشر می کنم. همونطور که همه ی وبلاگ نویسا می دونن ارزش هر نوشته به خواننده های اونه پس دعوتت می کنم یه سری به خونه ی ما بزنی.قصد دارم هر روز بنویسم.امیدوارم دوست های خوبی پیدا کنم...

سبوکش

سلام موافقم با حرکت اما با زیادی تند رفتن نه آدم که زیادی تند میره از درک زیبایی های اطرافش می مونه

من

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دگر خانه دوست کجاست؟ فریدون مشیری

شکلات تلخ

در ده سال اخیر اونقدر تند دویدم که آرزوی آروم رفتن رو دارم[بغل]

مصطفی

می خونم همه مطلالبت رو می خونم فکر می کنم به خون عموی شهیدیم به بدن جانباز پدرم که اینها برای این روزهای سخت جون خودشون رو کف دست گذاشتن می خونم و باهات موافقم ولی موافق بودن با تو شادی برام گرون تمام بشه من توی صحنه انتخابات سبز نبودم ولی باور کن با اینکه سبز هم نبودم احمدی هم نبودم من با خودم بودم فقط فقط توی اون دوران به ازادی عملم فکر کردم فقط... دوست عزیز خوب می نویسی نوشتهات ادم رو عوض می کنه موفق باشی یا حق