آیت الله منتظری

ای مرد..

امشب آرامی.. امشب ساکتی.. امشب بی صدا بی هیاهو.. بخواب آرام...

در بدترین روزها و در بهترین روزها.. چشم هایت را بستی.. پاس می دارمت.. جاودانه...

از بچگی یاد می آورمت.. آن هنگام که بانوی خانه در لابه لای داشته هایش عکست را پنهان کرده بود.. و نامت را بر روی دفترچه ای که اکنون نزد من است نوشته بود.. و من کنجکاو بودم بدانم تو کیستی...

و امروز بیشتر از همیشه می دانم کیستی..

جاودانه شدی.. در قلب تک تک.. سبزها.. جاودانه شدی..

به احترام سکوتت سکوت می کنم امشب را...

 

خدایش بیامرزد..

 

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
**فرزانه**

[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]

کیمیا

واقعا روحش شاد هیچوقت نتونستیم اونطور که لایقشه بشناسیمش

کیمیا

وب شما بطور کامل برای من باز نمیشه فقط پست اولش قابل رویته ممکنه این مشکل برای بقیه هم پیش بیاد با اجازه لینکتون میکنم

باران

به تکرار غم نیما.. "کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را..." چه یلدایی...! چه ایرانی...! چه فردایی...؟!!

میترا

برووووو بابا دلت خووووووشه . درد نون نداری که اینجوری می نویسی دیگه

Pa

[ناراحت]

ناشناس

از خدا می خواهم که هرآنچه که از او می خواهی به تو بدهد به خاطر این نوشته ات هرگز نمی خواهم مقایسه کنم ولی بیایم کمی بنگریم به گذشته وقتی امام حسین(ع) بودند از وجود ایشان می هراسیدند وقتی ایشان را به شهادت رساندند ترس و وحشت چنان سراپایشان را فرا گرفته بود که بی جهت به بیشتر امور مردم گیر می دادند حال برای ایشان اینگونه نیست حال که نیست نه می گذارند مجلس ترحیم بگیریم نه می گذارند اسم مبارک ایشان را بیاوریم اینها حتی از جناره ایشان بیشتر از وجود زنده اش می هراسند به امید روزی که مردم حقیقت را بفهمند اللهم العن جبت و الطاغوت

سیمرغ

روحش شاد